کتاب من یک اسب می خواهم اثر میلیا پراخمان انتشارات موسسه پژوهشی تاریخ ادبیات کودکان
Zoomed Image

کتاب من یک اسب می خواهم اثر میلیا پراخمان انتشارات موسسه پژوهشی تاریخ ادبیات کودکان

0% (0 نفر) از خریداران، این کالا را پیشنهاد کرده اند

برند :

انتشارات مؤسسه پژوهشی تاریخ ادبیات کودکان

ویژگی ها

  • رده‌بندی کتاب : ادبیات لاتین (شعر و ادبیات)
  • نوع جلد : شومیز
  • نوع کاغذ : گلاسه
  • گروه سنی : الف

مشخصات محصول

نویسنده

میلیا پراخمان

شابک

9786226986908

ناشر

انتشارات موسسه پژوهشی تاریخ ادبیات کودکان

موضوع

داستان کودک

رده‌بندی کتاب

ادبیات لاتین (شعر و ادبیات)

قطع

رحلی

نوع جلد

شومیز

نوع کاغذ

گلاسه

زبان نوشتار

فارسی

تعداد جلد

1

تعداد صفحه

32

گروه سنی

ج

چاپ شده در

ایران

وزن

200 گرم

سایر توضیحات

در این کتاب آمده است: داستان «من یک اسب می‌خواهم» روایت موزونی است از روز تولد دختری که آرزو داشت یک اسب داشته باشد. داستان از صبح زود آغاز می‌شود و با تمام شدن روز به پایان می‌رسد. بوبی دخترک داستان در روز تولدش از مادر و پدرش یک دوچرخه هدیه می‌گیرد. این هدیه آن چیزی نبود که بوبی آرزو داشت. بوبی راستی راستی یک اسب می‌خواست. یک اسب واقعی . هنگامی که هدیه خود را می‌گیرد روی آن می‌پرد و رکاب می‌زند و در خیال خود اسبی را به سوی خیابان می‌تازد. بوبی اگرچه در خیال دوچرخه‌اش را اسب می‌پندارد، اما می‌داند که این دوچرخه یک اسب نیست و شاید بتواند آن را با یک اسب واقعی عوض کند. اما چگونه؟ او برای رسیدن به آرزویش دوچرخه را با اسکوتر، قایق، خودرو و… عوض می‌کند. آیا او در خیال این بده بستان را انجام می‌دهد یا در واقعیت، برای کودکی که در این داستان همراه او شده است، فرقی نمی‌کند. زیرا مخاطب فرصت یافته است که همراه شخصیت داستان این بده بستان هیجان انگیز و نفس گیر را تجربه کند. و همین برای او لذت بخش است. بوبی در این سفر ناامید نمی‌شود و زمانی که بعد از همه بده بستان‌ها بر فیلی سوار است، ناگهان اسبی را کنار ستونی می‌یابد که سبب شگفتی و خوش‌حالی وصف ناشدنی او می‌شود . بوبی با اسب خیالی‌اش به خانه باز می‌گردد. اگر چه در تصویر بوبی با دوچرخه از خانه رفته و با اسب به نزد مادر و پدرش باز می‌گردد ، اما در این داستان تصویری به نظر نمی‌آید مادر و پدر با دیدن اسب بوبی تعجب کرده باشند. آن‌ها تنها از او می‌پرسند که به او خوش گذشته است یا نه. و بوبی فقط سرش را می‌جنباند و لبخند می‌زند و واژه‌ای نمی‌گوید. داستان با به پایان رسیدن روز تولد بوبی این‌گونه تمام می‌شود که : «توی طویله آرزویی با دم – ایستاده می‌کویبد با سم.» کودکان در خواندن این روایت موزون افزون بر لذت بردن از این بازی بده بستانی و ریتم دل‌پذیر آن، در می‌یابند که همیشه می‌توان آرزو‌هایی داشت. آرزوهایی که اگرچه رسیدن به آن‌ها همیشه آسان نیست و گاه ناممکن، اما اندیشیدن به آرزو‌ها و جست‌و‌جو برای رسیدن به راه‌های گوناگون او را توانمندتر و امیدوارتر می‌کند. به او یاد می‌دهد که در زندگی مهم آن است که آرزوهایی داشته باشیم و برای رسیدن به آنها راه‌های گوناگون را جست‌وجو کنیم. در این راه ممکن است به آن آرزو برسیم یا هیچگاه نرسیم. اما تجربه‌های بسیاری کرده‌

نظرات خریداران

زهرا روشنی

بسیار گران و بی محتوا

جهت مشاهده نظرات بیشتر کلیک کنید
جهت مشاهده قیمت و خرید کلیک کنید