کتاب روشنای مهتاب اثر مریم دائی زاده نشر آداش
Zoomed Image

کتاب روشنای مهتاب اثر مریم دائی زاده نشر آداش

0% (0 نفر) از خریداران، این کالا را پیشنهاد کرده اند

برند :

نشر آداش

ویژگی ها

  • نوع جلد : شومیز
  • نوع کاغذ : تحریر

مشخصات محصول

از استرس و اضطرابی که به جانم افتاده بود، بارها طول و عرض سالن را طی کرده بودم. من چشم انتظار و بی تاب آمدن پدرومادرمان بودم و رونا، فارغ از هر فکر و خیالی روی صندلی لم داده بود و سرش روی شانه ی عزیز. در این یکماه و نبود پدرومادرمان، بیشتر از همه به من سخت گذشت. استرس و اضطراب نتیجهی درمان مادرم از یکسو و تنبلی و شیطنت های رونا از سوی دیگر باعث میشد کمی از درسهایم عقب بیفتم. نفسی بیرون فرستادم و نزدیکش شدم. بند انگشتم را روی گونه اش کشیدم.- خوابالوی ملوس.عزیز هم شانهاش را تکان ریزی داد و گفت: بلندشو مادر الان باباومامانت میان.به پهنای صورت لبخند زد. - اگه گذاشتید یه کم استراحت کنم. نگاه چپ چپی حواله اش کردم. - پاشو تنبل بریم جلوتر ببینیم نیومدن. و همزمان دستش را کشیدم و بلندش کردم. همراه عزیز و خاله فهیمه پشت شیشه ی انتظار ایستادیم.

نویسنده

مریم دائی زاده

شابک

9786227355185

ناشر

نشر آداش

موضوع

رمان اجتماعی عاشقانه ایرانی

قطع

رقعی

نوع جلد

شومیز

نوع کاغذ

تحریر

چاپ شده در

ایران

تعداد صفحه

455

سایر توضیحات

از استرس و اضطرابی که به جانم افتاده بود، بارها طول و عرض سالن را طی کرده بودم. من چشم انتظار و بی تاب آمدن پدرومادرمان بودم و رونا، فارغ از هر فکر و خیالی روی صندلی لم داده بود و سرش روی شانه ی عزیز. در این یکماه و نبود پدرومادرمان، بیشتر از همه به من سخت گذشت. استرس و اضطراب نتیجهی درمان مادرم از یکسو و تنبلی و شیطنت های رونا از سوی دیگر باعث میشد کمی از درسهایم عقب بیفتم. نفسی بیرون فرستادم و نزدیکش شدم. بند انگشتم را روی گونه اش کشیدم.- خوابالوی ملوس.عزیز هم شانهاش را تکان ریزی داد و گفت: بلندشو مادر الان باباومامانت میان.به پهنای صورت لبخند زد. - اگه گذاشتید یه کم استراحت کنم. نگاه چپ چپی حواله اش کردم. - پاشو تنبل بریم جلوتر ببینیم نیومدن. و همزمان دستش را کشیدم و بلندش کردم. همراه عزیز و خاله فهیمه پشت شیشه ی انتظار ایستادیم.

جهت مشاهده قیمت و خرید کلیک کنید