کتاب سرزمینی در پشت آینهها اثر علی پاینده جهرمی انتشارات شاولد
برند :
انتشارات شاولدویژگی ها
- ردهبندی کتاب : ادبیات فارسی (شعر و ادبیات)
- نوع جلد : شومیز
- نوع کاغذ : تحریر
مشخصات محصول
نویسنده
علی پاینده جهرمی
شابک
9786227955545
ناشر
انتشارات شاولد
موضوع
این داستان، تلاشی است در پیروی از ادبیات روز جهان، با نگاه به سنتها، اسطورهها و افسانههای کهن ایرانی و دیگر ملل شرقی
ردهبندی کتاب
ادبیات فارسی (شعر و ادبیات)
قطع
رقعی
نوع جلد
شومیز
نوع کاغذ
تحریر
چاپ شده در
ایران
زبان نوشتار
فارسی
تعداد صفحه
200
وزن
250 گرم
سایر توضیحات
بخشی از کتاب: مدتی از اقامت خسرو نزد طایفه ناگهیثیه میگذشت. کلاً رفتاری که با او میشد، رفتاری محترمانه بود. به عکس چیزی که خسرو از اکومن و طایفه اکامین دیده بود. بیشتر اوقات را خسرو با خودِ شخص ناهیه، رئیس طایفه میگذارند. در این اوقات ناهو هم خیلی مواقع کنارشان بود و یکجورهایی نقش خدمتکار را بازی میکرد؛ اما در دیگر مواقع خسرو حس میکرد که یکجورهایی در یک نوع حبس محترمانه قرار دارد. همیشه نگهبانی همراه خسرو بود و همه جا هم اجازه نداشت برود. ناهیه بیشتر شبها را با خسرو میگذراند و تا نیمههای شب نوشیدنی میخورد. از مایع بنام کِلان مصرف میکردند که نمونهاش را خسرو قبلاً ندیده بود. وقتی خسرو راجع به آن میپرسید، ناهیه برای خسرو توضیح میداد که این مایع از میوههای قرمز رنگ ریزی بنام کِلانه به عمل میآید. ناهیه یک بار خسرو را به دالانهای تو در تویی که در زیر کاخش قرار داشت برد. در قسمتی از آن دالانها صدها خمره قرار داشتند که به گفته ناهیه همه حاویِ کلان بودند. ناهیه میگفت که بعضی از این خمرهها چند صد سال قدمت دارند و نسل اندر نسل از اجدادش بهش ارث رسیدهاند. ناهیه شبها همراه خسرو از آن مایع در جامهای طلایی رنگِ مرصع مصرف میکرد. این ناهو بود که جامها را پی در پی پُر میکرد اما خودش مثل یک نگهبان وظیفه شناس نمینوشید و همیشه شمشیر به کمر آماده بود. در این شبها دیوهایی برای ناهیه و خسرو مینواختند و ناهیه شروع میکرد به تعریف از اسطورهها و افسانههای دیو و خصوصاً از طایفه ناگهیثیه و همیشه یکجورهایی غُلُو گویی و بزرگ نمایی در سخنانش مشخص بود. از دیوی بنام سارگون کبیر میگفت که گویا مشاور و دست راست پادشاه بزرگ طهمورث بوده است و بعد از مرگ طهمورث حتی قصد داشته است جای او را به عنوان پادشاه تمام دیوها و آدمها بگیرد. از آرکیپال میگفت که او هم دیوی از خاندان ناگهیثیه بوده است و بر علیه لشکریان متحد دیگر طوایفِ دیو جنگیده و پیروز گشته است. از رام کننده اژدها دیودانوس میگفت که سوار بر اژدهای بزرگش اوراس به پرواز درمی آمده و قلعه دیوهای دشمن را با آتش اوراس ویران میکرده و به تنهایی سوار بر اژدها لشکرها را شکست میداده...















