کتاب فمینیسمِ حاشیه‌ها اثر میکی کندال ترجمه مریم طیورپرواز انتشارات راوشید
Zoomed Image

کتاب فمینیسمِ حاشیه‌ها اثر میکی کندال ترجمه مریم طیورپرواز انتشارات راوشید

0% (0 نفر) از خریداران، این کالا را پیشنهاد کرده اند

برند :

انتشارات راوشید

ویژگی ها

  • نوع جلد : شومیز
  • نوع کاغذ : تحریر

مشخصات محصول

جنبش دفاع از حقوق برابر میان مردان و زنان یا همان فمینیسم امروزه بخصوص در کشورهای غربی دچار یک نقطۀ کور مبهم شده است که بطرز طعنه‌آمیزی دربرگیرندۀ خود زنان می‌شود. به اعتقاد خانم میکی کندال نویسندۀ کتاب حاضر، طرفداران برجستۀ این جنبش بندرت درباره نیازمندی‌های پایۀ فمینیسم سخن می‌گویند، اما باید ادعا کرد که ناامنی غذایی، دسترسی به آموزش باکیفیت، محله و همسایگی امن، دستمزد شغلی و خدمات بهداشتی و درمانی نیز همگی از جمله مسائل حیاتی فمینیسم به شمار می‌روند. با این حال، تمرکز کنشگران جاری در اغلب مواقع برروی بقای اساسی اکثریت اجتماع نیست، بلکه برروی گسترش امتیازهای طبقۀ اقلیت است. عدم پذیرش چنین اولویت‌هایی از سوی طرفداران حقوق برابر زنان تاکنون نه تنها مشکل دیرینۀ جنسیتی را برطرف نساخته، بلکه صاحبان عنوان این جنبش را نیز به حاشیه رانده است. از این گذشته، شاخص‌ترین فمینیست‌های سفیدپوست بطور گسترده‌ای از نزدیک‌بینی ذهنی خودشان در مورد مفاهیمی مانند نژاد، طبقۀ اجتماعی، گرایش به جنس مخالف رنج می‌کشند. خانم کندال در اینجا می‌پرسد که چگونه می‌توان جنبش را سرپا نگاه داشت در حالی که برخی زنان بطور آشکار بر زنان دیگر ستم می‌ورزند؟ میکی کندال در مجموعۀ درخشانی از مقاله‌های دانشگاهی خودش بصراحت مشروعیت جنبش فمینیستی نوین را زیر ذره‌بین انتقاد می‌برد و اعتقاد دارد که چنین حرکت اجتماعی در طول تاریخ موفق نشده نیازهای زنان به جز عدۀ انگشت‌شماری را حل‌وفصل کند. وی با تکیه بر تجربه‌های شخصی‌اش در مورد گرسنگی، خشونت جسمی و برخورد تبعیض‌آمیز جنسی، از سیاست‌ها و فرهنگ عامۀ غربی گلایه می‌کند. کتاب فمینیسم حاشیه‌ها در حقیقت اتهامی واضح را متوجه جنبشی پرجوش‌وخروش می‌کند، و در عین حال در نخستین نوشتۀ جنجالی خویش از تمام فمینیست‌های آینده درخواست می‌کند که از رهنمودهای واقعی جنبش هم در اندیشه و هم در کردار پیروی کنند.

نوبت چاپ

1

خلاصه کتاب

در طول تاریخ مدرن، جنبش‌ زنان تحولات و دگرگونی‌های متعددی را تجربه کرده است و کتاب فمینیسم حاشیه‌ها اثر میکی کندال سعی می‌کند به جنبه‌های گوناگون این جنبش‌ها بپردازد. دهه‌ی هفتاد را همیشه نقطه‌ اوجی در موج‌های فمینیستی توصیف می‌کنند، زمانی که زنان از حقوق بسیار بیشتری نسبت به قبل بهره‌مند شدند و تحولات فرهنگی رقم خورد. اما تاریخ فمینیسم معاصر از پیچیدگی‌ها و دوگانگی‌هایی نیز برخوردار است که در این کتاب درموردش خواهید خواند. از همان روزی که در آمریکا و در اواخر دهه‌ی شصت میلادی جنبش‌های فمینیستی رقم خوردند، با موافقت‌ها و مخالفت‌ها، شکست‌ها و پیروزی‌های متعددی همراه شدند. از نظر تاریخی یک حفره‌ی بزرگ در فمینیسم قرن بیستم وجود دارد: آیا این موجی آزادی‌خواهانه برای «همه‌ی زنان» بود یا صرفاً بنا بر دغدغه‌ها و ارزش‌های زنان سفیدپوست طبقه‌ی متوسط شکل گرفت؟ یکی از لکه‌های ننگ فمینیسم آمریکایی در قرن بیستم به «اقلیتی» بودن اعضای آن بازمی‌گردد. انکار زنان سیاه‌پوست توسط سفیدپوستان و همچنین متکی بودن موج به طبقه‌ی متوسط از جنبه‌های متناقض جنبش فمینیسم در تاریخ معاصر بوده است. کتاب فمینیسم حاشیه‌ها (Hood Feminism) اثر میکی کندال (Mikki Kendall) نیز کوشش می‌کند به همین تناقض‌ها بپردازد و نسخه‌ای دیگر از آزادی‌خواهی زنان را مورد بررسی قرار می‌دهد. در کتاب فمینیسم حاشیه‌ها، میکی کندال به نوشتن درمورد زنان سیاه‌پوست می‌پردازد. زنانی که در موج‌های فرهنگی مورد انکار واقع شدند، اما از تاریخ ویژه‌ی خود در حق‌طلبی و تحمل پدرسالاری برخوردار هستند. نویسنده در این اثر پرفروش و محبوب خود با ظرافتی مثال‌زدنی به بررسی زیست زن سیاه‌پوست و نوع واکنش او به شرایط می‌پردازد. میکی کندال پا را فراتر می‌گذارد و در یکی از فصول کتاب خود به فقر، سیستم‌های سیاسی و همچنین خشونت مسلحانه در زیست اجتماعی زنان به حاشیه رانده‌شده می‌پردازد. به‌طورکلی باید گفت که اگر به دنبال یک کتاب پژوهشی و تحلیلی متفاوت در حوزه‌ی جنبش زنان هستید، کتاب فمینیسم حاشیه‌ها را بخوانید. این اثر توسط مریم طیور پرواز ترجمه شده و انتشارات راوشید آن را منتشر کرده است.

نویسنده

میکی کندال

شابک

978-622-8259-13-0‬‬‬

ناشر

راوشید

موضوع

یادداشت‌هایی به قلم زنانی که در جنبش به فراموشی سپرده شدند

قطع

وزیری

نوع جلد

شومیز

نوع کاغذ

تحریر

زبان نوشتار

فارسی

سایر توضیحات

سخن مترجم وقتی این کتاب را می‌خواندم سطر به سطر آن بی‌اندازه برایم آشنا بود. چنان‌که نویسندة کتاب اشاره می‌کند «این کتابی نیست که خواندن آن آسان باشد. اما خواندنش برای کسانی که می‌خواهند کار سخت را انجام بدهند ضروری است.» من از دوران دانشجویی با مفاهیم مرتبط با فمینیسم آشنا شدم و آنچه هنگام خواندن این کتاب برایم بسیار جذاب بود و سبب شد بخواهم آن را برای دسترسی طیف وسیع‌تری از خوانندگان ترجمه کنم تجربة مشترکی بود که با نویسندة این کتاب دربارة حقوق زنان داشتم. فمینیسم به عنوان یک جریان جهانی گاه به مسائل برابری جنسیتی زنان در جوامع دیگر رویکردی بسته دارد. در دوران دانشجویی‌ام در تهران در کارگاه‌های آموزشی زنان که شهرداری تهران در دهة ۹۰ در محلات حاشیه‌ای این شهر برگزار می‌کرد شرکت می‌کردم و درمی‌یافتم که زنان تحصیل‌کرده و آشنا به مسائل حقوقی و اجتماعی که از طبقات بالای اجتماع در ایران می‌آمدند و فمینیسم را به عنوان نظریه‌ای دانشگاهی آموخته بودند، هر چند با خیراندیشی و قصد کمک به اقشار ضعیف‌تر قدم در این راه گذاشته بودند، اما گاه نسبت به زنان شرکت‌کننده در این کارگاه‌ها پیش‌فرض‌هایی نادرست داشتند که سبب می‌شد این زنان بیشتر به حاشیه رانده شوند. گاه به نسخه‌هایی ازپیش‌‌تعیین‌شده برای مسائل این زنان متوسل می‌شدند و این سبب می‌شد که توانایی خود را برای گوش فرادادن به مسائل واقعی آنان از دست بدهند. به یاد دارم که زنی کارگر با دو یا سه فرزند برای درخواست کمک به برگزارکنندگان کارگاه مراجعه کرد. مشکل اصلی این زن حقوق ناچیزی بود که در قبال کارش در مدرسة خیریه‌ای که توسط فمینیست‌ها اداره می‌شد دریافت می‌کرد. در خلال گفتگوهایش دریافتیم که همسرش که او نیز کارگری روزمزد با دستمزد پایینی بود، همیشه عصبی بود و فریادهایش در خانه زندگی را برای زن و بچه‌ها دشوار کرده بود. نسخه‌ای که فمینیسم بلافاصله برای آن زن پیچید طلاق بود. شنیدن آن، زن را متعجب کرد. هرچند او تلاش می‌کرد به توصیه‌هایی که به او می‌شد به خوبی گوش فرادهد، اما بعد از آن دیگر مراجعه‌ای برای دریافت کمک نداشت. تمرکز آن کارگاه‌ به طور خاص بر مسئلة خشونت خانگی بود و شاید به این دلیل بود که تسهیلگران کارگاه فکر می‌کردند مشکل اصلی آن زن خشونت و راه‌حل آن، پایان دادن به چنین رابطه است. من در آن زمان کم‌تجربه و در حال یادگیری بودم اما حال که به گذشته نگاه می‌کنم درمی‌یابم که مراجعة اصلی آن زن مربوط به وضعیت اقتصادی خانواده‌اش بود و حداقل نظر خودش این بود که اگر می‌توانست دستمزد بالاتری بگیرد، ممکن بود فشار عصبی در خانه و فریادهای همسرش نیز کاهش پیدا کند. حتی اگر این نظر او اشتباه بود، باید در زمینه‌ای کمک دریافت می‌کرد که برای آن مراجعه کرده بود؛ یعنی کمک اقتصادی و نه مشاورة خانواده. حتی اگر آن زن متقاعد می‌شد که طلاق بهترین راه حل او بود، به دلیل مشکلات اقتصادی‌اش نمی‌توانست به آن فکر کند. حضور فمینیست‌ها در آن محلة حاشیه‌ای تهران البته برای آن محله خوبی‌های زیادی داشت. مثلاً تهیة روشنایی برای محله که رفت و آمد شبانه را برای زنان ساکن در آن محله که کارگر بودند و ساعات کاری طولانی داشتند آسان‌تر کرد. یا ایجاد موانعی برای کاهش عبور و مرور موتورسیکلت‌های غریبه در محله که امنیت زنان و کودکان ساکن محله را در معرض خطر قرار داده بود. یا جمع‌آوری منابعی برای تأسیس تعاونی مادران و افزایش منابع مالی زنان ساکن در آن محله. اما نکته این است که این خیراندیشی‌ها جنبش فمینیسم را از نقد مصون نمی‌کنند و بهترین نقد از سوی کسانی می‌آید که در درون این جنبش هستند و با جزئیات آن آشنایی دارند. این کتاب مثال‌های فراوانی دارد برای توضیح اینکه چرا خیراندیشی و خیرخواهی کافی نیست. چرا زنان در طبقات بالای اجتماع باید از نقش منجی دست بکشند و صحنه را در اختیار زنان طبقات پایین‌تر اجتماع قرار دهند و تنها در مواردی که از آنها درخواست کمک می‌شود، موانع را از سر راه این زنان بردارند. یا اینکه فعالان فمینیست در کجا باید رویکرد بازتری به مسائل زنان و به زنان در گروه‌های اجتماعی مختلف داشته باشد. این کتاب به ضرورت گوش فرادادن به خواسته‌های واقعی زنان طبقات پایین‌تر و سپردن فضا به آنها و اعتماد به فمینیسم تجربی و زنانگی آنها اشاره می‌کند. البته این کتاب به همین میزان بسنده نمی‌کند و در سطح بالاتر سیاسی نیز انتقادات فراوانی به روش‌ها و رویکردهای فمینیسم دارد. به اینکه فمینیسم جریان اصلی به عنوان جریانی قدرتمند در جهان، به مسائل سیاسی و اجتماعی جاری در جوامع درون آمریکا و همچنین کشورهای دیگر رویکردی سیاست‌زده و متعصبانه دارد و در حمایت از زنان دیگر جوامع و ابراز همبستگی با آنها نیز بیش از منافع آن زنان و واقعیات موجود در آن جوامع از سیاست‌های حزب حاکم در آمریکا پیروی می‌کند. خواندن این کتاب را به همة زنان و مردانی که برای آینده‌ای بهتر تلاش می‌کنند توصیه می‌کنم.

تعداد صفحه

144

جهت مشاهده قیمت و خرید کلیک کنید