کتاب زن زیادی اثر جلال آلاحمد انتشارات ژکان
برند :
انتشارات ژکانویژگی ها
- ردهبندی کتاب : ادبیات فارسی (شعر و ادبیات)
- نوع جلد : شومیز
- نوع کاغذ : سفید 70 گرم
مشخصات محصول
سال انتشار
1403
خلاصه کتاب
دود همه حیاط را گرفته بود و جنجال و بیا برو بیش از همه سال بود. زنها ناهارشان را سرپا خورده بودند و هرچه کرده بودند نتوانسته بودند بچه ها را بخوابانند. مردها را از خانه بیرون کرده بودند تا بتوانند چادرهاشان را از سر بردارند و توی بخچه بگذارند و به راحتی اینطرف و آنطرف بدوند. - مریم خانم! واسه دختر دم بختت فکری کردی؟ - چه فکری دارم بکنم بی بی؟منتظر بختش نشسته.مگه ما چه کردیم؟انقدر تو خانه بابا نشستیم تا یکی آمد دستمون رو گرفت و ورداشت برد.باز رحمت به شیر ماکه گذاشتیم دخترمون سه تا کلاس هم درس بخونه.ننه بابای ما که از اینهم در حقمون کوتاهی کردند. زن زیادی که شاید مهمترین اثر در میان همۀ داستان های کوتاه آل احمد محسوب شود، سرگذشتی است دقیق از مصائب و مشکلات زنی محروم که با توصیفاتی واقعی و مو به مو همراه است. شخصیت اصلی داستان، زنی است که در خانواده ای فقیر بزرگ شده و از حیث مالی، ظاهری، سواد، تجربه و… فقیر و مستضعف است. زن پس از ازدواجی سراسر توام با نارضایتی و دلهره، با شوهری حیله گر، مدتی مانند موجودی اضافی و وسیلهای تزئینی در خانۀ او نگهداری می شود و در حالی که بسیار مستضعف و بی دفاع است، نیش و کنایه های مادر شوهر را به خاطر زشت رو بودن و داشتن کلاه گیس تحمل می کند. راوی داستان زن زیادی که همان شخصیت اصلی می باشد، نسبت به شوهر خود به کلی احساس بیگانگی و غریبگی می کند و مجبور است به خاطر فقر مالی خانواده اش، زندگی در خانه ای که با آن به کلی بیگانه است را تحمل کند. پس از مدت کوتاهی، شوهر زن که خودش در محضر کار می کند و به قول زن“همۀ راه و چاه را بلد است”، در کمال خونسردی او را به خانۀ مادرش باز می گرداند. نکتۀ شگفت انگیز دربارۀ داستان، دقت نویسنده در شخصیت پردازی این زن است. نویسنده در این داستان هم مشکل رایج مقهور بودن یک زن را مطرح می کند و صحنه هایی تکان دهنده از فقر و نادانی و عقب ماندگی در جامعه را به تصویر می کشد.
نوبت چاپ
7
درباره نویسنده
پس از اتمام دوران دبستان، پدر جلال، سیداحمد طالقانی، به او اجازهٔ درس خواندن در دبیرستان را نداد اما او تسلیم خواست پدر نشد. "دارالفنون همکلاسهای شبانه باز کرده بود، که پنهان از پدر، اسم نوشتم. روزها کارِ ساعتسازی، بعد سیمکشی برق، بعد چرمفروشی و از این قبیل و شبها درس. با درآمد یک سال کار مرتب، الباقی دبیرستان را تمام کردم. بعد هم گاهگداری سیمکشیهای متفرقه. بردست «جواد»، یکی دیگر از شوهر خواهرهام که این کاره بود. همین جوریها دبیرستان تمام شد و توشیح «دیپلمه» آمد زیر برگهٔ وجودم… — جلال آل احمد
نویسنده
جلال آلاحمد
شابک
978-600-91504-1-0
ناشر
انتشارات ژکان
موضوع
داستانهای کوتاه فارسی
ردهبندی کتاب
ادبیات فارسی (شعر و ادبیات)
قطع
رقعی
نوع جلد
شومیز
نوع کاغذ
سفید 70 گرم
چاپ شده در
ایران
زبان نوشتار
فارسی
تعداد صفحه
168
وزن
220 گرم















