کتاب تلافی اثر سیمین شیردل
Zoomed Image

کتاب تلافی اثر سیمین شیردل

0% (0 نفر) از خریداران، این کالا را پیشنهاد کرده اند

برند :

انتشارات پرسمان

ویژگی ها

  • نوع جلد : شومیز

مشخصات محصول

رمان «تلافی» نوشته‌ی «سیمین شیردل» است. «آرام»، «امشب»، «ساعت دلتنگی» و «مهر من» از دیگر آثار این نویسنده است. در بخشی از داستان می‌خوانیم: «نگاهی به گوشی انداختم و تماس را قطع کردم. آن شب تمام ذهنم به کارهای امید مشغول بود؛ غمی که در چهره او دیدم و به دوستان آن چنانی‌اش. استاد ستوده در کلاس خیلی معمولی رفتار می کرد؛ طوریکه انگار قرار نبود هیچ اتفاقی بیفتد و من از این بابت خشنود بودم. بعد از دو روز امید آمد و زمانی از راه رسید که همگی در اتاق نشیمن نشسته بودیم و من هیچ راه گریزی نداشتم. امید خیلی جدی و سنگین رفتار می‌کرد و در واقع انتظاری جز این نداشتم و فکر می‌کردم به آن چه می‌خواستم رسیدم و حرف‌ها و توهین هایش ارزش آن را داشته و حالا برای همیشه دور مرا خط می‌کشد. زری خانم وسائل پذیرایی آورد . مادر گفت: آقا امید کم پیدا شدید؟ _ هر جا باشیم زیر سایه شما هستیم. آقای صادقی گفت: خوب شد اومدی امید جان. دلم می‌خواست این خبرو در جمع به تو بگم. حالا بهترین فرصته سپس رو به مادر گفت: خانم شما بفرمایید. مادر با لبخند گفت: آخر هفته مراسم بله‌برون حمیراست. لحظه‌ای نگاه امید در چهره‌ام میخکوب شد. بعد از دقایقی گفت: خبر غیرمنتظره‌ای بود. آقای صادقی گفت: همین طوره. خودمون هم فکر نمی‌کردیم حمیرا خانم به این زودی بخواد ما رو تنها بذاره. مادر گفت: انشاالله جمعه شما هم تشریف بیارید. امید آشکارا عصبی و کلافه شد. از این که او را به این‌حال می‌دیدم از خودم شرمسار شدم در حالیکه جایی برای خجالت نبود. امید رو به من گفت: تبریک میگم. مثل اینکه من آخرین نفری بودم که این خبرو شنیدم. مادر گفت: برای خود ما هم ناگهانی بود؛ البته اینها همه قسمت و سرنوشته. فکر نمی‌کردم یه روز استاد حمیرا خواستگارش بشه. امید به ساعت خود نگاهی کرد و گفت: اصلا یادم نبود با یکی از دوستان قرار ملاقات دارم. با اجازتون رفع زحمت می‌کنم. مادر گفت: کجا با این عجله؟ _ فرصت زیاده، خدمت می‌رسم. امید به سرعت خداحافظی کرد و بیرون رفت. مادر متعجب به آقای صادقی نگاه می‌کرد؛ طوری‌که می‌خواست دلیل رفتار امید را جویا شود. آقای صادقی به فکر فرو رفته بود و خوشی دقایق پیش از او رخت بر بسته بود. ساعتی بعد حوری مرا صدا کرد و گفت: حمیرا گوشی تلفنت سوخت! خیلی وقته که داره زنگ میزنه به سرعت بالا رفتم و آن را روشن کردم. صدای امید بود که بی‌مقدمه گفت: بیا بیرون کارت دارم.» کتاب حاضر را انتشارات «پرسمان» منتشر کرده است.

نویسنده

سیمین شیردل

شابک

9789648079685

ناشر

پرسمان

موضوع

رمان پارسی

قطع

رقعی

نوع جلد

شومیز

تعداد صفحه

308

تعداد جلد

یک

وزن

350 گرم

نظرات خریداران

خریدار کالا

کتاب شیرین و قشنگیه

جهت مشاهده نظرات بیشتر کلیک کنید
جهت مشاهده قیمت و خرید کلیک کنید