کتاب حاج عمار نیم نگاهی به سیره شهید محمدحسین محمدخانی اثر فاطمه دوستکامی انتشارات جنات فکه
0%
(0 نفر) از خریداران، این کالا را پیشنهاد کرده اند
برند :
انتشارات جنات فکهویژگی ها
- نوع جلد : شومیز
- نوع کاغذ : تحریر
مشخصات محصول
خاطرات ایام کودکی در ذهنم به دوَران میافتد. از هزار توی جانم, نواها و صحنههای آشنا، حس تشخیص میگیرند و به زبان میآیند. طعم گس خاطرات کودکی در لحظههایی که دست در دست مادر، دنبال انبوه تابوتهای چوبی سه رنگ از این کوچه به آن کوچه و از این خیابان به آن خیابان همراه جمعیت سر میخوردم، دوباره تمام وجودم را پر کرده.
آن روزها همه چیز بوی خاصی داشت. مراسم شهدا بوی خاصی داشت، هاله اطراف خانواده شهید بوی خاصی داشت، حتی گلهایی که مراسم شهدا را مزین میکرد، بویی متفاوت از امروز داشت. خاطرات محو و پرشکوهی بودند. آنقدر پرشکوه که شاید به جرئت بتوان ادعا کرد که پررنگترین و به یادماندنیترین خاطرات کودکی هستند. از آن سالهای دور فقط طعم خوش آن ایام هنوز در کامم زندهاند و دیگر هرچه مانده، لحظههای محوی است که شاید خیلی ارزش یادآوری نداشته باشند.
سالها گذشت؛ بی آن که ردپایی از این خاطرات در روزمرگیام پیدا شود؛ بی آن که این خاطرات و آن دقایق سرشار از جان، فرصتی برای تکرار پیدا کنند. و من مثل کسی که گم کردهای داشته باشد، تمام این سالها به یاد و به دنبال تجربه دوباره آن لحظات بودم و برای رسیدن به این تمنا، به هر کوچه و پس کوچهای سرک میکشیدم. به معراج شهدا، به مراسم یادبود شهدای هستهای، به تشییع جنازه شهدایی که بعد از سالها سر از خاک غربت برداشته بودند و آرام آرام میهمان شهرم میشدند، حتی به مراسم کشف استخوانهای برادران بهتر از گلم در فکه هم رسیدم اما...
اما در هیچ کدام از این دقایق، آن حس آشنای قدیمی نقاب از چهره برنداشت. در هیچ کدام از آن ثانیههای پربرکت، عطر خوش بعدازظهرهای تابستان سال ۶۵ تکرار نشد. نوای آسمانی« این گل پرپر از کجا آمده/ از سفر کرب و بلا آمده» در قاب تصویری از شهدای عملیات کربلای یک که جای کفن، با لباس خاکی و خونی بسیجی به آغوش خاک بهشتزهرا(س) میرفتند؛ برایم ابر خیال و خاطرهای ساخته بود که هیچ وقت توی ذهنم زنگار نگرفت و تا همین امروز دردانه ماند...
سایر توضیحات
برشی از متن کتاب: محمدحسین جوان باارادهای بود. از بچگی همینطور بود. کافی بود اراده کند که به چیزی برسد، دیگر محال بود کوتاه بیاید. پشتکار خوبی داشت. در کنار این روحیه، سرِ نترسی هم داشت. یادم هست یک برنامه آموزشی برای بچهها داشتیم؛ برنامه پرش در آب توی ارتفاعات مختلف. تا ارتفاع سه متر را همه میپریدند، اما وقتی ارتفاع به پنج یا ده متر میرسید، دیگر کسی داوطلب نمیشد. محمدحسین تنها کسی بود که داوطلب پرش از ارتفاع ده متری در آب شد و پرید. دوره غواصی را با بهترین نمره گذراند و گواهینامه گرفت. توی مباحث نظامی، فراگیریاش خیلی بالا بود...
وزن
120 گرم
نویسنده
فاطمه دوستکامی
قطع
پالتویی
نوع جلد
شومیز
نوع کاغذ
تحریر
ناشر
انتشارات جنات فکه
تعداد صفحه
129
موضوع
نیم نگاهی به سیره شهید محمدحسین محمدخانی
شابک
978-600-6603-18-6















